شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

232

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

سوگوارى ، زينب ، ام كلثوم ، رباب ، سكينه يعنى صاحبان عزا و همان اسيران دل‌سوخته آزادانه و بدون ترس از تازيانه‌ها و قدرت شوم حكومت - جنايتها ، كشتارها ، تشنگيها ، محملهاى بىروپوش ، مصيبتهاى اسارت - و خلاصه از همه چيز بىپرده سخن مىگويند ! آيا اين ناله‌ها ، اين اشكها ، اين گونه شرح دادن فاجعهء خونين ، سندهاى زنده بر رسوايى و ننگ حكومت نيست ؟ ! آيا اين گونه سوگوارى كردن آن هم در خانهء اختصاصى يزيد شاهدى گويا بر زبونى و شكست واقعى معاويه نيست ؟ چرا . اين حقيقتى غير قابل انكار است كه بر حكومت دمشق هم پوشيده نيست . اما براى يزيد چاره‌اى جز تسليم شدن در برابر خاندان اسير حسين عليه السّلام وجود نداشت . مردى كه حاضر نمىشد به امام سجاد عليه السّلام در مسجد دمشق اجازهء سخن بدهد تا مبادا او را رسوا سازد ، اكنون وضع انفجارآميز خطرناكى در اجتماع به وجود آمده كه براى نجات از آن ، حكومت شام ناچار است خواسته‌هاى فرمانروايان افكار و دلهاى مردم يعنى همان زنان و فرزندان اسير را بپذيرد - هر چند به اين صورت باشد كه سه روز رسما در خانهء او سوگوارى كنند و اين چنين او را محكوم نمايند ! يزيد بن معاويه كه براى تبرئهء خود اكنون از كشتن حسين عليه السّلام اظهار ندامت مىكند و گناه اين كار را بر گردن فرزند مرجانه مىافكند ، براى آن كه نشان بدهد در اين ادعا راستگو است ، ضرورت دارد اين بار سنگين و كمرشكن را هم تحمل كند . تا اينجا به خوبى روشن شد كه چگونه خاندان اسير حسين عليه السّلام وظيفهء بزرگ و حياتى خويش را در به ثمر رساندن نهضت و بهره‌بردارى از آن به خوبى انجام داد و توانست نام على و خاندان على عليه السّلام را بار ديگر زنده سازند و نقشه‌هاى پنهانى حكومت بنى اميه را كه از زمان معاويه براى محو و نابودى اسلام و نام پيامبر عاليقدر آن در پرده طرح شده بود و تا رسيدن به نتيجهء قطعى چند قدمى بيشتر فاصله نداشت ، به خوبى نقش بر آب سازند و ماهيت آن دودمان كثيف را براى امت و اجتماع آشكار نمايند .